ما از کجا بفهمیم که داریم چه چیز را میپرستیم و چه چیز را نمیپرستیم؟
ما از کجا بفهمیم که داریم چه چیز را میپرستیم و چه چیز را نمیپرستیم؟
در این باب دو تحلیل وجود دارد و هر دو تحلیل مورد تاکید روانشناسان دین
بوده است؛ اگر بخواهیم ببینیم در زندگی در حال پرستش چه امری هستیم، دو
تحلیل وجود دارد و با هر کدام از آنها که راه برویم، به بیراهه نرفتهایم:
تحلیل اول این است که آن چیزی که حاضریم همه چیز را فدای او کنیم، اما
حاضر نیستیم آن را فدای چیزی کنیم، آن بت ما و خدای ما میباشد، هر چه که
باشد. یکی از شعرای عرب در قرن سوم هجری میگوید که روزگاری یک کِشتیای در
حال حرکت در دریا بود، ناگهان دریا متلاطم شد و امواج بلندی برخاست که این
امواج و طوفان جان آنان را در معرض خطر و هلاک قرار داد، دیدند هیچ
چارهای جز این نیست که کِشتی را سبک کنند، آن وقت به ساکنان کِشتی گفتند
که هر چه را میتوانید به دریا بریزید، مردم ابتدا چیزهایی را که کمتر دوست
میداشتند به دریا ریختند، گفتند سودی نبخشید، باز هم باید کِشتی سبکتر
شود، باز آمدند یک چیزهای دیگری را به آب ریختند، و همین طور ادامه یافت،
میگوید ببینید وضع به کجا رسید که عالِمی کتابهای خود را هم به آب ریخت!
این معنایش این است که برای او کتابها از همه چیز ارزشمندتر بوده است، چرا
که آخرین چیزی که به آب انداخت کتابهایش بود.
حال اگر قرار باشد
ما روزی چیزها و تعلقات خویش را از خودمان دفع کنیم و آنها را دور بریزیم،
درواقع از چه چیزی نمیتوانیم قطع تعلق کنیم و میگوییم نخیر، به هر نحوی
که هست باید این را نگه داریم؟ همان چیز خدای ما است. از این لحاظ فراوانند
انسانهایی که خدایشان، خدای دین و مذهب نیست. چیز دیگری است که همه
چیزشان را فدای آن میکنند. نه آن خدای دین و مذهب که در آیین خودشان - حال
هر آیینی که باشد - وجود دارد؛ پس یک روش این شد که حاضر هستیم چه چیزی را
دور بریزیم و چه چیزی را به هیچ قیمتی دور نمیریزیم.
تحلیل دوم: اما یک روش دوم هم وجود دارد و آن اینکه به چه چیزی بدون پرسش و
سوال، بدون کندوکاو تسلیم هستیم؟ حالا شما ببینید در واقع تسلیم چه چیزی
هستید بدون آنکه درباب آن کندوکاو کنید، آن چیز خدای شما است. میشود
شخصیتها اینگونه باشند، میشود روحانیون اینگونه باشند. قرآن میگوید که
یهود و نصاری اینگونه بودند «اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون الله
و المسیح ابن مریم و ما امروا الا لیعبدوا الها واحداً لا اله الا الله هم
سبحانه عما یشرکون» (توبه / 31) قرآن میفرماید که یهود و نصاری عالِمان
دین خود را میپرستیدند، پس میشود روحانیتپرستی کرد. روحانیتپرستی هم یک
نوع بتپرستی است. هر چیزی را میشود پرستید.
برچسبها: فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22:26 توسط فریدون کدخدایی
|
من نه دلنگران سنّتم، نه دلنگران تجدّد، نه دلنگران تمدّن، نه دلنگران فرهنگ و نه دلنگران هیچ امر انتزاعی از این قبیل. من دل نگران انسانهای گوشتوخونداری هستم که میآیند، رنج میبرند و میروند. سعی کنیم که اولاً: انسانها هرچه بیشتر با حقیقت مواجهه یابند، به حقایق هرچه بیشتری دست یابند؛ ثانیاً هرچه کمتر درد بکشند و رنج ببرند و ثالثاً هرچه بیشتر به نیکی و نیکوکاری بگرایند و برای تحقّق این سه هدف از هرچه سودمند میتواند بود بهرهمند گردند، از دین گرفته تا علم، فلسفه، موسیقی، هنر، ادبیات و همه دستاوردهای بشری دیگر