اين برهان را در غرب به توماس آكويناس نسبت مي دهند. وي مي گويد :
هر گاه دو شيئ را در جهت صفتي مقايسه مي كنيم، بايداين صفت به نحو اطلاق موجود باشد تا مقايسه ما صحيح باشد. مثلا وقتي مي گويم زيد از عمرو اعلم است. بايد عالميت مطلق موجود باشد تا سخن ما صحيح باشد. معناي جمله ما اين است كه زيد به عالم مطلق نزديكتر است. و همچنين ساير موارد.
 
طبق اين بيان بايد عالم و قادر و جميل علي الاطلاق در عالم وجود داشته باشد.
 
در ميان متفكران ما هم بعضي چنين بياناتي دارند، خصوصا عرفا. حضرت امام خميني (ره) در موردي مي فرمايند :
ما انسانها به دنبال علم مي رويم و وقتي مي رسيم مي بينيم كافي نيست. بعد دنبال مرحله بالاتري مي رويم و همين طور ادامه مي دهيم، اما هيچگاه راضي و قانع نمي شويم. همچنين در باب قدرت و جمال. معلوم مي شود كه ما دنبال علم مطلق و قدرت مطلق و ساير صفات كمال هستيم كه فقط در خدا موجود است اما معمولا اشتباه مي كنيم و بيراهه مي رويم.
حضرت استاد مصباح يزدي نيز در كتاب «خودشناسي براي خودسازي» مي گويند : ما انسانها طالب علم و قدرت و جمال هستيم. اما اينها را به وصف نسبيت و نقص نمي خواهيم بلكه به وصف مطلق و تماميت مي خواهيم اين مصداق در عالم ماده هيچگاه تحقق ندارد، پس در عالم غير ماده است.
اين براهين را اصلاحاً «براهين درجات كمال» مي گويند، چرا كه علم و قدرت و جمال همگي از صفات كمال هستند.

🌷🌷🌷استاد ملکیان،براهین اثبات خدا،جلسه چهل و هشت