پرسش وبلاگ ندای درون در مورد خیر وشر در دنیاو جواب دکتر مصطفی ملکیان

دنیایی که یک موجود کامل آنرا خلق کرده است باید ویژگیهای ممتازی را داشته باشد. آیا دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم اصلاً شباهتی به چنین دنیایی دارد؟ در دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم بطور روزمره تعداد زیادی از انسانها در تصادفات کشته میشوند، جنگ ها، ترور، شکنجه، بیماری های مرگ آور، ویروس هایی که ناگهان همگانی میشوند، زلزله، طوفان، سیل، فوران آتش فشانها، برخورد سنگهای آسمانی، دیوانگی، گرسنگی و هزاران هزار نوع دیگر از بلایای طبیعی و غیر طبیعی هر روزه موجب بروز شر فراوان بر روی زمین میشوند. ........

 

ادامه نوشته

"نسبت اخلاق عرفی و اخلاق دینی" با سخنرانی مصطفی ملکیان

پژوهشگر حوزه اخلاق با اشاره به نظر افلاطون در مورد نیاز انسان به خیر و خوبی، گفت: برای کسی که نیاز به خوبی و خیر در او وجود دارد اخلاقی زیستن موضوع مهمی به حساب می‌آید.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست "نسبت اخلاق عرفی و اخلاق دینی" با سخنرانی مصطفی ملکیان ظهر امروز چهارشنبه 25 فروردین‌ماه به اهتمام فصلنامه جستار و دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز در محل این دانشکده برگزار شد.

استاد ملکیان در این نشست با اشاره به تعاریف گوناگون از اخلاق دینی گفت: در این بحث چهار معنای متداول و رایج از اخلاق دینی و به تبع اخلاق سکولار مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

وی افزود: در معنای اول، در تعریف "مفاهیم دینی" اسمی از خدا و زندگی پس از مرگ و یا هر دو می‌آید. این شکل و تعریف از اخلاق شکل افراطی تعریف اخلاقی به شمار می‌رود. اگر کسی به چنین تعریفی اعتقاد داشته باشد می‌گوییم که به شکل افراطی به اخلاق دینی معتقد است.

این پژوهشگر فلسفه اخلاق خاطر نشان کرد: در این تعریف برای نمونه وقتی می‌گوییم کاری درست است یعنی کاری که انسان را به خدا نزدیکتر کند یا کاری که در زندگی پس از مرگ باعث سعادت او شود. همانگونه که مشاهده می‌شود در خود تعریف مفهوم اخلاق اسمی از خدا یا زندگی پس از مرگ و یا هر دو می‌آید.

وی تصریح کرد: در مقابل کسانی که اعتقادی به خدا و زندگی پس از مرگ ندارند به شکل افراطی سکولار به شمار می‌روند و از زندگی اخلاقی کاملا بیرون هستند و اخلاق آنها غیر دینی است.

ملکیان با اشاره به مفهوم و معنای دیگر اخلاق دینی خاطر نشان کرد: در معنای دوم در تعریف خود مفاهیم اخلاقی اسمی از خدا و زندگی پس از مرگ و یا هر دو برده نمی‌شود ولی کار اخلاقی به نوعی با خدا نسبت برقرار می‌کند. به عبارت دیگر اگر بخواهیم درستی یا نادرستی کاری را مشخص کنیم باید به نوعی با خدا ربط پیدا کند. در این معنا، برای نمونه، اگر خدا نبود، راستگویی کار درستی نبود و دروغگویی نیز کار نادرستی به شمار نمی‌رفت. بر این اساس اگر زندگی پس از مرگ نبود، راستگویی و دروغگویی از نظر اخلاقی فرقی با هم نداشتند.

وی تصریح کرد: البته می‌دانیم از جنبه روانشناسی اجتماعی راستگویی واجد صفاتی خواهد بود و دروغگویی نیز مسایل خاص خود را به همراه خواهد آورد. مثلا راستگویی باعث اعتماد برانگیزی می‌شود و دروغگویی باعث اعتمادریزی می‌شود. لذا بر اساس این تعریف خدا و زندگی پس از مرگ اگر چه در تعریف خود مفهوم اخلاقی وجود ندارند ولی در مصادیق حاضر هستند.

این فیلسوف ایرانی افزود: در مقابل این تعریف از اخلاق، نوعی اخلاق سکولار نیز قابل تصور است. اگر کسی بگوید که اخلاق کاری به خدا و زندگی پس از مرگ ندارد و درست بودن راستگویی ارتباطی با وجود خدا ندارد به اخلاق سکولار در معنای دوم اعتقاد خواهد داشت. در این اخلاق ارزشهای اخلاقی هیچ اتکایی به وجود خدا و زندگی پس از مرگ ندارند. پس خدا در مصادیق هم تأثیری ندارد.

پژوهشگر حوزه اخلاق در ادامه با برشمردن اخلاق دینی نوع سوم، گفت: در معنای دیگر اخلاق دینی، خدا و زندگی پس از مرگ نه در تعریف خود مفهوم حضور دارد و نه در مصادیق. ولی معتقدان این اخلاق می‌گویند که عقل انسان ناقص است و فهرست اعمال درست از نادرست را نمی‌تواند تشخیص بدهد و تعیین کند لذا این فهرست را خدا باید مشخص کند.
وی افزود: لذا بر این اساس خدا در تعیین مصادیق به ما کمک می‌کند و تفاوت میان درست یا نادرست (تشخیص مصداق) را به ما ارائه می‌دهد.

نویسنده "مهر ماندگار" تصریح کرد: اگر کسی معتقد باشد که عقل انسان در تشخیص مصادیق اخلاقی کفایت می‌کند به اخلاق سکولار در معنای سوم اعتقاد دارد.

ملکیان گفت: در معنای اول نیاز مفاهیم اخلاقی به خدا و زندگی پس از مرگ نیاز منطقی است در حالی که در معنای دوم این نیاز، هستی شناسی است و در معنای سوم این نیاز، معرفت شناختی است.

وی در ادامه با برشمردن معنای چهارمی از اخلاق دینی، گفت: در معنای چهارم نه نیاز به هیچ مفهوم دینی است و نه نیاز به حضور خدا در مصادیق است و نه عقل در ارائه تشخیص مصادیق قاصر است، اما یکی نیاز عملی (practical) برای وجود خدا و جهان پس از مرگ وجود دارد. در این تعریف اگر خدا نبود، مردم انگیزه‌ای برای اخلاقی رفتار کردن نداشتند. بر اساس این تعریف خدا یک انگیزه برای عمل اخلاقی تلقی می‌شود.

نویسنده "راهی به رهایی" افزود: در این تعریف کسانی که معتقدند که اخلاقی زیستن هزینه‌هایی را متوجه شخص می‌سازد و چه عوایدی را نصیب او خواهد ساخت، جواب می‌گیرند و آن اینکه خدا و زندگی پس از مرگ انگیزه اخلاقی زیستن را به آنها می‌دهد.

این استاد فلسفه اخلاق تصریح کرد: در این تعریف خدایی وجود دارد که علمش مطلق است؛ قدرت مطلق و بی کران دارد؛ و خیرخواهی‌اش مطلق است. این خدا هم به زندگی انسانها نگاه می‌کند و هم متناسب با این نگاه واکنش نشان می‌دهد. این واکنش در جهان پس از مرگ متوجه شخص خواهد شد.

وی گفت: اگر کسی معتقد باشد که در صورت نبود خدا و زندگی پس از مرگ انسانها باز هم اخلاقی عمل می‌کردند به اخلاق سکولار در معنای چهارم اعتقاد دارد. معتقدان این دیدگاه می‌گویند که انسانهای حقیر هستند که اگر برایشان خدا و زندگی پس از مرگ نباشد اخلاقی زیستن معنا ندارد. در صورتی که انسانهای آزاده بدون اعتقاد به خدا و زندگی پس از مرگ باز هم اخلاقی زندگی خواهند کرد.

ملکیان در پایان خاطر نشان کرد: برخی ممکن است بگویند اخلاقی زندگی کردن در معنای چهارم چه سودی را متوجه شخص خواهد کرد. برای پاسخ به این سؤال نظریه افلاطون را مورد بررسی قرار می‌دهم. او می‌گوید در عمیقترین لایه وجود آدمی نیاز به سه عنصر است. یکی نیاز به حقیقت دیگری نیاز به خیر(خوبی) و سومی نیاز به زیبایی و جمال. برای کسی که دنبال حقیقت است و این نیاز بیشتر در او وجود دارد فلسفه و علوم راهکار خواهد بود. برای کسی که نیاز به جمال در او بیشتر است روی آوردن به هنر او ارضاء خواهد کرد و برای کسی که نیاز به خوبی و خیر در او وجود دارد اخلاقی زیستن ارضاء کننده خواهد بود.

مصطفی ملكيان: «آنسلم قديس» مبدع براهين مفهوم‌محور اثبات وجود خداست

مبدع براهين مفهوم‌محور اثبات وجود خدا، همانا «آنسلم قديس» است. او اين ابداع را در كتاب «پروسلوگيون» خود می‌كند و در آن می‌گويد كه چون خدا كامل‌ترين موجود قابل تصور است، پس در عالم، تحقق عينی دارد.

استاد «مصطفی ملكيان» در نشستی با عنوان رونمايی از كتاب «پروسلوگيون» يا «خطابه‌ای در باب اثبات وجود خدا»، اثر مهم «آنسلم قديس» با اشاره به مطلب فوق گفت: جغرافيای مبحث موجود در كتاب «پروسلوگيون» از مباحث اثبات وجود خدا مهم‌تر است.

وی افزود: از روزگاری كه اثبات وجود خدا دغدغه فلاسفه شد، همه راه‌های اثبات وجود خدا در سه قسم قابل تقسيم هستند: 1 ــ استدلال‌هايی كه موجودمحورند. 2 ــ استدلال‌هايی كه معلول‌محورند. 3 ــ استدلال‌هايی كه مفهوم‌محورند.

استاد ملكيان ادامه داد: استدلا‌ل‌های موجودمحور ادعا می‌كنند كه با پذيرش يك پيش‌فرض خدا اثبات می‌شود و آن پيش‌فرض اين است كه بپذيريم يك موجود در جهان هستی وجود دارد و من از اين موجود هم هيچ خبری ندارم؛ يعنی تنها با پذيرش يك پيش‌فرض وجود خدا اثبات می‌شود. به اين برهان در تفكر مسلمين «برهان صديقين» می‌گويند.

وی اظهار كرد: در استدلال‌های معلول‌محور با دو پيش‌فرض طرفيم. اولا پذيرش اين امر ‌كه يك موجود وجود دارد و ثانيا اين موجود معلول است كه با اين دو پيش‌فرض خدا اثبات می‌شود، حال اين معلول می‌تواند حادث، متحرك و ... باشد.

وی در مورد خصوصيات استدلال‌های مفهوم‌محور گفت: استدلال‌های مفهوم‌محور يا تعريف‌محور می‌گويند كه ما به موجودات جهان كاری نداريم و با تعريف خدا اثبات می‌كنيم كه آن‌چه تعريفش مثلا اين است، نمی‌تواند بدون مصداق باشد؛ يعنی از مفهوم به مصداق نقب می‌زنيم.

علوم تجربی حاوی برهه‌های قبلی خود و اموری افزون بر آن‌ها نيز هستند، اما فلسفه، عرفان و الهيات اين‌گونه نيستند؛ يعنی لزوما الهيات و فلسفه عصر حاضر، لزوما بهتر از الهيات و فلسفه قرون وسطا نيستند

استاد ملكيان تصريح كرد: مبدع برهان سوم، همانا آنسلم قديس است. او اين ابداع را در كتاب پروسلوگيون می‌كند. بعضی هم معتقدند مانند اين استدلال آنسلم در آثار «فارابی» هم يافت می‌شود. آنسلم می‌گويد كه چون خدا كامل‌ترين موجود قابل تصور است، پس در عالم، تحقق عينی دارد. بنابراين در ميان براهين اثبات وجود خدا، اين برهان مفهوم‌محور، نخستين بيان در پروسلوگيون آنسلم است.

وی در مورد علت نياز ما به مباحث الهيات مسيحی قرون وسطی گفت: متون كتاب‌های مقدس اديان و مذاهب، مطالب عميقی دارند كه نمی‌توان از آن‌ها صرف نظر كرد؛ چرا كه بسياری از مشكلات ما در آن‌ها كاويده شده است. پس پرداختن به الهيات، واقعا ناظر به متون مقدس مذهبی است و اين متون قابل صرف نظر كردن نيستند.

وی در مورد نياز ما به كتب الهيات مسيحی نيز تأكيد كرد: كتاب‌های الهيات الهی‌دانان مسيحی و مسلمان شباهت‌های بسياری به هم دارند كه دريافتن اين موضوع ما را از خودشيفتگی دينی و مذهبی و تعصب نجات می‌دهد و بنابر آن ديگر فكر نمی‌كنيم هر چه هست، در متون ماست.

استاد ملكيان در پايان سخنانش به تفاوت ميان الهيات، فلسفه و عرفان با علوم تجربی پرداخت و گفت: تفاوت ميان الهيات، فلسفه و عرفان با علوم تجربی در اين است كه در اين ساحات برخلاف علوم تجربی، آخرين دستاوردها بهترين دستاوردها نيستند؛ چرا كه در الهيات، فلسفه و عرفان آن‌چه ترك می‌شود، به دليل فقدان حقانيت آن نيست، بلكه جهات ديگری هم‌چون رويگردانی و سوگردانی مطرح هستند.

وی تصريح كرد: علوم تجربی حاوی برهه‌های قبلی خود و اموری افزون بر آن‌ها نيز هستند، اما فلسفه، عرفان و الهيات اين‌گونه نيستند؛ يعنی لزوما الهيات و فلسفه عصر حاضر، لزوما بهتر از الهيات و فلسفه قرون وسطا نيستند

درباره استاد وفاضل وارسته مصطفی ملکیان

- مصطفى ملكيان ، متولد ۱۳۳۵ شهرضا

- تحصيل در رشته مهندسى مكانيك دانشگاه تهران ۱۳۵۲

- كارشناس ارشد فلسفه از دانشگاه تهران ۱۳۶۵

- استاد دانشگاه تهران و تربيت مدرس

- از دين پژوهان برجسته دوران معاصر

............

ادامه نوشته

جدال تعبد و تعقل در اندیشه مصطفی ملکیان

در حالی که زمانی اغلب متفکران از جمله عبدالکریم سروش و... به دنبال ارائه مدلی برای جمعیت بخشیدن به دین و دموکراسی بود، ملکیان آرام آرام به دنبال پرداختن به پروژه یی بود که بعدها با کتاب ها و مقالات خود تحت عنوان عقلانیت و معنویت دنبال کرد.

او با دو پیش فرض (همه ما کم یا بیش مدرنیم. و همه ما کم وبیش متدینیم) به طرح پرسشی سخت تامل برانگیز می پردازد که آیا ما سازگارانه عمل می کنیم که هم مدرنیم و همه متدینیم؟ در نگاه او نسبت دین و مدرنیته تباین نیست، بدین معنا که هیچ ربط و نسبت و تعاملی میان دین و مدرنیته نمی توان سراغ گرفت. مدعای ملکیان این است که در آن واحد نمی توان هم (به معنای سنتی کلمه) کاملاً دیندار بود و هم کاملاً مدرن.

اما آیا هرگونه تلقی و قرائت یا درک از دین می تواند با مولفه های زندگی مدرن سازگاری یابد؟ این پرسش در وهله اول بسیار ساده می نماید اما زمانی که متفکر یا مخاطب در مقام پاسخگو برمی آید، چهره یی به شدت تهدید آمیز به خود می گیرد و ملکیان خود بر این نکته واقف است چراکه اساساً به باور وی تدین در اکثر قریب به اتفاق انسان ها (و گاه در همه آنها) مبتنی بر تعبد است. از این رو ملکیان مدلی جدید ارائه می کند؛ مدلی با محوریت انسان مداری،

او برای رسیدن به این مدل شش تعارض اصلی میان ویژگی های شاخص مدرنیته و فهم سنتی از دین ارائه می کند و با رویکردی مبتنی بر تعقل به این نتیجه جنجال برانگیز می رسد که باید روایتی جدید از دین ارائه کرد که با مدرنیته سازگار باشد چراکه اساساً با توجه به ویژگی های زندگی امروز انسان ایرانی ناگزیر از پذیرفتن جهانی سازی است.

به باور وی همه آدمیان به دنبال یک رضایت باطنی مبتنی بر آرامش، شادی و امید هستند. اما وجوه مشترک کسانی که در ادیان مختلف با آگاهی های گوناگون و نظام های اجتماعی متفاوت به این سه مولفه «آرامش»، «شادی» و «امید» رسیده اند، چیست؟ و به تعبیری چه وجوه مشترکی موجد این سه مولفه در میان انسان های مختلف در جغرافیای فکری، اجتماعی و دینی متفاوت بوده است؟ این پرسشی است که ملکیان در ذهنیت خود به دنبال پاسخی برای آن دست به پژوهشی گسترده و البته انضمامی زده، واقعیت معنا را (از دل رهیافتی مبتنی بر تعقل) به عنوان نقطه تلاقی و در عین حال تعامل این دو مهم (تعقل و تعبد) معرفی می کند.

در جست وجوی معنا

به اعتقاد ملکیان نوع خاصی از دینداری و تلقی خاصی از دین با مدرنیته تمام عیار ناسازگار است، و یک فرد در آن واحد نمی تواند به این معنای خاص، هم کاملاً دیندار باشد و هم کاملاً مدرن. اما آن معنای خاص دینداری و آن تلقی خاص از دین که با مدرنیته نمی سازد، چیست؟ آن معنی عبارت است از دین نهادینه شده تاریخی و آن تلقی عبارت است از فهم سنتی از دین.

افزون بر این ملکیان بارها تصریح کرده معنویت با عقلانیت سازگار است و اساساً طرح او می کوشد بین این دو فضیلت بزرگ جمع کند. وی در مواضع مختلف تصریح کرده معنویت همان «دین عقلانی شده» یا «دیانت خردورزانه» و «گوهر دیانت» یا «گوهر مشترک ادیان» است از جمله عنوان سخنرانی های او، که در کتاب «سنت و سکولاریسم» چاپ شده، این است؛ معنویت گوهر ادیان. بنابراین از نظر ملکیان، معنویت (=دین غیرتاریخی) و تلقی معنوی از دین و دین ورزی با مدرنیته سازگار است. به عنوان نمونه وی می نویسد؛ «چون بزرگ ترین ویژگی اجتناب ناپذیر مدرنیته عقلانیت است، بنابراین اولین ویژگی معنویتی که ذکر کردیم، این است که با عقلانیت سازگار است. وقتی چنین شد، می توان از معنویت تعریف دیگری نیز ارائه داد.»

به نظر ملکیان معنویت یعنی دین عقلانیت یافته و عقلانی شده. و نیز؛ «به تعبیر بهتر، دینداری سنتی برای انسان مدرن - اگر به معنای دقیق کلمه مدرن باشد- ولو مطلوب هم باشد، اما ممکن نیست. اما ظاهراً معنویت برای او در عین اینکه مطلوب است، ممکن نیز هست،»

شاید بتوان به راحتی حکم به ارتداد این اندیشمند داد یا نقدهایی بر مدل او وارد ساخت اما آنچه واضح می نماید، اهمیت رویکرد روشنفکری است که سعی در ایجاد رنسانس دارد.

به گفته اغلب کسانی که با ملکیان و اندیشه های او آشنا هستند، این اندیشه ورز پیش از آنکه مستغرق متون انتزاعی شده و فلسفه بافی کند، نگرشی انضمامی به تفکر و تعقل دارد چراکه به گواه آثارش، او بر این باور است که اندیشه انتزاعی از چارچوب متن بیرون نخواهد آمد بنابراین اندیشه نیز برای ابراز وجود نیازمند ورود به زندگی فردی است.

و البته همین سرآغاز فردیت است...

http://sampuraziz.persianblog.ir/tag/%D9%85%D9%84%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86

مصطفی ملکیان: آیا عقلانی است که اخلاقی زندگی کنیم؟

دیشب سه شنبه شب مشتاق شدم تا به پای بحث و سخنرانی مصطفی ملکیان بروم هرچند در دفتر حزب مشارکت شاخه جوانان برگزار می شد اما چون تا به حال پای بحث آقای ملکیان ننشسته بودم ( ماقبل از این سروش و مجتهد شبستری و... را پای بحثشان بودم) علاقمند شدم تا ببینم این بار جناب ملکیان از اخلاق چه می گوید.

موضوع بحث جناب ملکیان عقلانیت عملی اخلاقی زیستن بود و سوال مهم این بود که آیا عقلانیت می گوید که اخلاقی بزییم؟ آیا می توان با رویکرد عقلانی در عین حال اخلاقگرایی را هم زنده نگه داشت و به آن عمل کرد؟ ( متن زیر از سخنرانی مصطفی ملکیان هست و پرانتزاش از خودم)

عمل غیر عقلانی عملی است که هزینه اش بیش از سودش است و عمل عقلانی عملی است که هزینه مساوی یا کمتر از سود آن محسوب می شود. این حکم در مورد عمل اخلاقی و در کل زندگی هم حاکم است.

بدیهی است که عمل اخلاقی هزینه دار است و هزینه اش هم کم نیست و سوال این است که سود عمل اخلاقی چیست؟ آیا سود آن کمتر از هزینه اش است و اگر چنین است پس عمل اخلاقی عقلانی هست یا خیر؟

میزان هزینه اخلاقی در سه بعد عمق، وسعت و اینکه در چه ظرفی انجام می گیرد قابل تعریف می باشد.

اگر اخلاقی زیستن سودی نداشته باشد همیشه در تردید خواهیم بود که یا عقلانی زندگی کنیم یا اخلاقی..........ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته

نپرس چه باید كرد؟ بپرس چگونه باید بود؟ /دکترمصطفی ملكیان

در اخلاق فضیلت چند نكته وجود دارد. یكی اینكه مكتب اخلاق هنجاری است و همانطور كه همه مكاتب دیگر طرح شده‌اند خوب است این مكتب هم طرح شود. بعد از انقلاب در كشور ما، بیشتر كتاب‌های فلسفه اخلاق یا وظیفه‌گرایانه است یا نتیجه‌گرایانه و به اخلاق فضیلت کمتر پرداخته شده است و خوب است كه به عنوان یك مكتب..........
ادامه نوشته

مناجاتي زيبا از استاد مصطفي ملکيان

خدايا، انديشه‌ام را در مسيري معنوي و روحاني قرار ده، تا روحم را با تو درآميزم، و لذت ِ بودن ِ با تو را در لحظه لحظه‌ي زندگي‌ام دريابم.
* خدايا، انديشه‌ام را چنان محکم ‌ساز که به حقيقت و عقلانيت متعهد باشم، و تنها بر پايه فهم و تشخيص خودم از زندگي، زندگي کنم، تا بتوانم از آنچه جامعه و ديگران از من مي‌خواهند فراتر بروم.

* خدايا، به من بينشي عطا کن که هيچ وقت خود را با ديگران مقايسه نکنم، بر آنهايي که از من برتر هستند حسد نورزم، و بر آنها که پايين ترند فخر نفروشم، و بر آنچه دارم قناعت کنم و همواره در اين انديشه باشم که از آنچه در حال حاضر هستم، فراتر بروم.

* خدايا، به من فهمي عطا کن تا تفاوتهاي خود با ديگران را دريابم، و بفهمم که با شخصيت منحصربه فردي که دارم قاعدتا زندگي منحصربه فردي نيز براي خود خواهم داشت، که از جهاتي مي تواند متفاوت از زندگي ديگران باشد، مهم آن است که به تفاوتهاي خودم و تفاوتهاي ديگران احترام بگذارم و زندگي ام را منطبق با آن چه هستم، شکل ببخشم.

* خدايا، توانايي ِ عشق به ديگري را در وجودم بارور ساز، تا انسان ها را خالصانه دوست بدارم، و بهترين لحظات لذت زندگي ام، لحظاتي باشد که بدون هيچ نوع چشمداشتي، خدمتي به همنوع ام مي کنم.

* خدايا، مرا از هر نوع نفرت و کينه اي که حوادث تلخ روزگار بر وجودم نهاده است، رها کن، تا با رهايي از نفرت و کينه، بتوانم ديگران را آن طور که هستند، بپذيرم و دوست بدارم.

* خدايا، فهم مرا از زندگي آن چنان ژرف ساز تا قوانين آن را دريابم، و بفهمم که در زندگي چيزهايي هست که قابل تغيير نيست، قوانيني هست که از آنها تخطي نمي توان کرد، تا ساده لوحانه نپندارم که هر آنچه مي خواهم را مي توانم داشته باشم، و هر آنچه آرزو مي کنم خواهم داشت.

* خدايا، اين توانايي را به من عطا فرما تا در لحظه لحظه زندگي ام، در لحظه حال و براي آنچه هم اکنون مي گذرد زندگي کنم، و زيبايي ها و شادي هايي که هم اکنون از آن برخوردار هستم را با انديشيدن بيش از حد به گذشته اي که ديگر پايان يافته است، و دغدغه بيش از حد براي آينده اي که هنوز نيامده است، ناديده نگيرم.

* خدايا مگذار که در بند گذشته باقي بمانم، و چنان تعهد و دغدغه ي کشف حقيقت را در درونم شعله ور ساز که هيچگاه بخاطر آنچه در گذشته حقيقت مي دانسته ام و آبرو ، حيثيت و شخصيت اجتماعي ام بدان وابسته است، از حقيقت هايي که هم اکنون بدان ها دسترسي مي يابم، و ممکن است همه آنچه در گذشته حقيقت مي دانسته ام به چالش بکشد و بي اعتبار سازد‏، محروم نمانم.

* خدايا، کمکم کن تا عميقا دريابم که زندگي بيش از آنچه اغلب مي پندارند جدي است، و براي هيچ انساني استثنا قائل نمي گردد، همه ما براي آنچه مي خواهيم و در آرزوي آن هستيم بايد تلاش کنيم و شايستگي و لياقت به دست آوردن آن را داشته باشيم. خدايا، به من بياموز که بدون شايستگي و لياقت داشتن چيزي، نخواهم که تو آن را از آسمان برايم بفرستي.

* و در آخر ؛ خدايا، نعمت سکوت را بر من ارزاني دار ، تا در آن لحظاتي که طنين زندگي روزمره در درونم آرام مي گيرد، نواي دلنشين و آرامش بخش حضور تو در روح و وجودم، مرا گرم و آرام سازد.

كتاب‌هاي مورد توصيه‌ي استاد مصطفی ملكيان

پيش از اين استاد ملكيان وعده داده بودند كه كتاب‌هايي را كه مفيد مي‌دانند براي خوانندگان فرهيخته سايت نيلوفر معرفي نمايند.

1- خيره به خورشيد؛( غلبه بر هراس از مرگ)، اروين يالوم، ترجمه‌ي مهدي غبرايي، چاپ اول:ت1389، انتشارات نيكونشر، 247 صفحه

2- انسان در جست‌وجوي خويشتن، رولومي، ترجمه‌ي دکتر سید مهدی ثریا، چاپ اول: 1389، انتشارات دانژه

3- شب‌هاي روشن ، فیودور داستايوفسكي، سروش حبيبي، چاپ اول،1389،نشر ماهي، 109 صفحه

اندیشه‌نگاری آرای مصطفی ملکیان

محمدابراهیم ابریشمى: از نقطه‌ای آغاز می‌کنم که به زعم این قلم لبّ لباب اندیشه ملکیان است. ابتدا سخنی از وی نقل می‌کنم و سپس تأویلی از آن را در ادامه بسط می‌دهم و فی‌النّهایه‌ نکاتی پیرامون اندیشه‌ی وی طرح کنم. بدیهی است که نگارنده، تنها فهم خود را از کلام ملکیان بیان می‌دارد و مدافع و متنقد همین فهم خواهد بود نه شخص ملکیان و یا تصورات حقیقی وی

«من نه دل‌نگران سنت‌ام، نه دل‌نگران تجدد، نه دل‌نگران تمدن، نه دل‌نگران فرهنگ و نه دل‌نگران هیچ امر انتزاعی‌ دیگری از این قبیل. من فقط نگران انسان‌های گوشت ‌‌وخون‌داری هستم که می‌آیند، رنج می‌برند و می‌روند. سعی کنیم انسان‌ها هر چه بیشتر با حقیقت مواجهه یابند و به حقایق هر چه بیش‌تری دسترسی پیدا کنند؛ علاوه بر آن هر چه کم‌تر درد بکشند و رنج ببرند؛ و علاوه بر آن هر چه بیش‌تر به نیکی و نیکوکاری بگرایند. برای تحقق این سه هدف، از هر چیزی که سودمند می‌تواند بود بهره گیرند؛ از دین گرفته تا علم، فلسفه، عرفان، هنر، ادبیات و همه‌ی دستاوردهای بشری دیگر.»

ملکیان به زعم این قلم یک ایدئولوگ است، البته ایدئولوژی وی نه مارکسیسم است و نه اسلام ایدلوژیک شده و نه هیچ ایدئولوژی دیگری شبیه به این‌ها. ایدئولوژی را اگر «جهان‌بینی» معنا کنیم و فرد ایدئولوگ را «فردی قائل به جهان‌بینی و آرمان مشخص» آنگاه ملکیان را می‌توان یک ایدئولوگ توانا دانست. یادداشت کوتاه فوق هم مانیفست تمام عیار نظام اندیشگی این دانشمند است. سه اصل بنیادین زیر رکن رکین ایدئولوژی وی به شمار می‌آید:

1. فهم و درک حداکثری حقیقت

2. تقلیل رنج و مرارت

3. زندگی نیکو و اخلاق

شاید در نظرگاه اول صحبت های وی را کلیشه و تکرار کلام فیلسوفان مختلف و صاحبان ادیان بدانیم اما با غور در اندیشه‌های این اندیشمند تفاوت‌های کلام وی را فهم خواهیم کرد. همچنین ذکر این نکته بدیهی است که ملکیان مطلقاً مدعی ابتکار ایده‌ای نو نبوده و دعوی ارائه اندیشه جدید را نداشته. باری کوشیدن در این امر که آرای وی را تبارشناسی کنیم و به این متفکر و آن اندیشمند آنها را منتسب کنیم مطمئناً ذره‌ای غبار بر کار وی نخواهد نشاند.

سنت مخروبه و ناکارآمد درج برچسب‌هایی اعم از غرب‌زدگی، لیبرالیسم، ترجمه‌گری، اومانیسم و امثالهم نیز در این بین جهد بی‌توفیقی است که اگر بخواهیم کار را از آنجا شروع کنیم جز به ترکستان نمی‌رسیم. لذا بهتر است ابتدا در مقام ایضاح این مفاهیم و مبانی و مبادی کار را شروع کنیم سپس به صدق و کذب این دعاوی بپردازیم و تطبیق آنها با آرای دیگر متفکران

در باب هدف اول سیستم ملکیان اما ذکر این نکته به فهم حداکثری به ما کمک می‌کند که در نظام فکری و اندیشگی ملکیان اصل و اساس، فهم و درک و تقرب به حقیقت است نه وصول تام و تمام و یکباره به امر حقیقت. البته وی وصول به حقیقت یک معنا را ناممکن نمی‌داند اما هدف و قدر مسلم داستان تلاش‌ها و جهدهای بشری را صرفاً تقرب حداکثری به درک و فهم حقیقت می‌داند. من باب مثال یک فیلسوف ممکن است زمانی به حکم الف برسد و چند سال بعد متوجه شود که این حکم صدقیت تام ندارد و حکم ب صحیح است اما نکته اینجا است که بار اول که جهد معرفتی وی به حکم الف منتج شد با این که این حکم فهم کاملی نبود اما از آنرو که وی تلاشی جهت فهم حقیقت کرده بود تلاش وی نوعی تفلسف به شمار می‌آید، یعنی گویا بشر در بیشه‌ای ظلمانی پرتاب شده که هیچ از دنیای اطراف خود با خبر نیست و ضمن گذشت زمان با انباشت تجارب به شناختی از محیط خود می‌رسد، حال این امکان کاملا محتمل است که تمام احکام شناختی وی و یا بخشی از آنها در آینده نقض و متکامل شوند اما لاجرم باید به همین حد از معرفت های نامطمئن و ابطال‌پذیر اعتماد کند و تجربه را هرچه بیشتر امتداد دهد تا به شناختی هر چه کامل‌تر و مقرب‌تر به حقیقت واصل شود. باری؛ در اندیشه ملکیان بشر در چنین جایگاهی قرار دارد و دارای فهمی است که در روند تحول و تکامل است و وظیفه انسان در این نگاه تقرب هرچه بیشتر (و در طریقت اولی وصول) به فهم کامل از حقیقت می‌باشد


ادامه اين مطلب را اينجا بخوانيد

در ستایش مصطفی ملکیان

صدیق قطبی

بار اول که تو منزل عبدالله نوری(وزیر کشور دوره ی اصلاحات) دیدمش، سخنرانی داشت. من هم شیفته و دلداده ی او. تو ورقی چند سؤال نوشتم که یکیش این بود : یک توصیه ی اخلاقی برام بنویسید؟ همین که وارد جلسه شد به دستش رسوندم و اون با حوصله و خط زیباش جواب سؤالام رو نوشت. در رابطه با عشق، ازش خواستم که بهم کتاب معرفی کنه و او کتاب هنر عشق ورزیدنِ اریک فروم و مجموعه آثار کریستیان بوبن رو بهم معرفی کرد. کتاب اول رو چند بار خوندم و خلاصشو تو وبلاگم گذاشتم. تو دوره ی سربازی هم مجالی دست داد ..........

ادامه نوشته

زندگینامه مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان، اندیشمند، نویسنده،‌ مترجم و ویراستار متون اخلاقی و دینی سال 1335 در شهرضای استان اصفهان متولد شد.

ملکیان تحصیل در رشته مهندسی مکانیک را در دانشگاه تبریز به سال ۱۳۵۲ آغاز کرد، اما دغدغه‌های فلسفی و کلامی وی را رها نکرد و سبب شد تا وی رشته فنی را رها و به سراغ فلسفه برود. او تحصیل در حوزه و دانشگاه را هم‌زمان پی گرفت.

ملکیان در سال ۱۳۶۵ در رشته فلسفه موفق به اخذ مدرک لیسانس شد و با اینکه تنها یک گام تا دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد فلسفه اسلامی دانشگاه تهران فاصله داشت از ادامه تحصیل انصراف داد. سپس به قم رفت و سالیانی نیز به تحصیل در حوزه علمیه قم پرداخت. وی از شاگردان موسسه امام خمینی(ره) بود که زیر نظر آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی اداره می‌شود و مدتی هم در این موسسه به تدریس پرداخت. ویرایش کتاب «جامعه و تاریخ» آیت‌الله مصباح یزدی از نتایج این همکاری است.

مدتی بعد به تهران عزیمت کرد. در قم از محضر بزرگانی چون آیت‌الله جوادی آملی، انصاری شیرازی و بهاءالدینی بهره برد.

وی اکنون به تدریس فلسفه در مراکز پژوهشی قم از جمله دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و دانشگاه‌هایِ تهران اشتغال دارد و تابه‌حال چندین پایان نامه دانشگاهی با هدایت و مشاوره‌ او به سرانجام رسیده است. روش وی در طرح مسائل فلسفی، تحلیلی و در محتوا وجودگرایانه است.

اما آنچه که در چند سال اخیر به وجه ممیزه ملکیان از دیگر روشنفکران و اهل اندیشه تبدیل شده است، پی‌گیری مباحث معنوی در حوزه اخلاق و دین است که برخی از دیدگاه‌هایش را در کتاب‌هایی چون معرفت و معنویت و یا راهی به رهایی و مهر ماندگار می‌توان جست و جو کرد.

به گفته ملکیان روشنفکران باید به تقلیل مرارت و تقریر حقیقت سرگرم باشند وگفته‌ای معروف دارد که "من نه دل نگران سنّتم، نه دل نگران تجدّد، نه دل نگران تمدّن، نه دل نگران فرهنگ و نه دل نگران هیچ امر انتزاعی از این قبیل. من دل نگران انسان‌های گوشت و خون داری هستم که می‌آیند، رنج می‌برند و می‌روند."

سعی کنیم که اولاَ: انسان‌ها هرچه بیشتر با حقیقت مواجهه یابند، به حقایق هرچه بیشتری دست یابند؛ ثانیاَ هرچه کمتر درد بکشند و رنج ببرند و ثالثاَ هرچه بیشتر به نیکی و نیکوکاری بگرایند و برای تحقّق این سه هدف از هرچه سودمند می‌تواند بود بهره‌مند گردند، از دین گرفته تا علم، فلسفه، هنر، ادبیات و همه دستاوردهای بشری دیگر.»

راهی به رهایی، مشتاقی و مهجوری، مهر ماندگار، سیری در سپهر جان از جمله کتاب‌های ملکیان است که عمدتا از سوی انتشارات نگاه معاصر به بازار کتاب عرضه شده است.

دو ترجمه نگریستن از ناکجا به هرکجا و زندگی گابریل مارسل هم از جمله آثاری است که وی برگردان فارسی کرده است.

نگارش مقدمه‌های عالمانه بر برخی کتاب‌‌های حوزه کلام و اخلاق از دیگر فعالیت‌های فکری مصطفی ملکیان به شمار می‌رود.

ملکیان سخنرانی‌های متعددی در زمینه‌های گوناگون فکری و فرهنگی‌ ایراد کرده است که برخی از‌آنها به صورت کتاب هم انتشار یافته‌اند.

ازجمله این آثار مجموعه‌ای چهار جلدی تاریخ فلسفه است که وی در کلاس‌های دانشگاهی بیان کرد و به صورت جزوه‌ای در شمارگانی محدود انتشار یافت که بعدها با مخالفت ملکیان جمع آ‌وری شد. وی هم اینک سرگرم تکمیل این مجموعه و افزودن منابع و استنادات علمی به آن است

شروط لازم تقرّب به حقیقت /مصطفی ملکیان

بعضی از شروط لازم نزدیکتر شدن به حقیقت عبارتند از اینکه :

الف ) شخص خود را واجد ومالک حقیقت ودانای به حقائق نداند . کسی که دستخوش خودشیفتگی و عُجبِ فکری است و خود را عالم به همه ی حقائق یا ، لاأقل حقائق مهم وضروری ، میداند و ، بالطّبع ، اهل جزم و جمود است دست به کاری، در جهتِ تقرّب به حقیقت ، نمی زند ، چون حقیقت را در نزد خود حاضر واین کار را تحصیل حاصل میداند.

ب) شخص خواستار و جوینده ی حقیقت باشد . نیازی به گفتن نیست که صِرفِ اینکه فاقد چیزی باشیم برای حرکت در جهت تحصیل آن چیز کفایت نمی کند، باید طالب آن هم باشیم . کسی که طالب حقیقت نیست ، حتّا اگر بداند ویقین داشته باشد که حقیقت را در اختیار ندارد ، برای به دست آوردن آن کاری نمیکند؛ وآن کسی که خواهان دوری وبی خبری از واقعیت هاست ، حتّا اگر فقط خواهان دوری یا بی خبری از واقعیّتهای دردانگیز یا نامطبوع باشد ، طالب حقیقت نیست ، بلکه خود فریب است. خودفریبی جز این نیست که عالماً عامداً وآگاهانه و هدفمندانه از حقائق نامطبوع وامور دردانگیز، در باب خود یا جهان ، اجتناب شود. این خود فریبی ، البته ، به نوبه ی خود ، موجب پیدایش حالات ذهنی_ روانی ای مانند بیخبری ، باور کاذب ، آرزو اندیشی ، آراء ناموجّه ، وفقدان آگاهی روشن می شود . وقتی پدر ومادر درباب فضائل وهنرهای فرزندان خود مبالغه میکنند ، عشاق قرائن وشواهد ِ واضحِ دالّ براینکه معشوقشان دوستشان ندارد را به چیزی نمیگیرند؛ شکمباران برای عدم نیاز به رژیم غذایی دلیلتراشی میکنند وبیمارانی که درحال احتضارند به خودشان تلقین میکنند که وضع سلامتشان رو به بهبود است با مصادیقی از خود فریبی روبه روییم که ، در هیچیک ازآنها ، کسی خواستار و جوینده ی حقیقت نیست.

ج) شخص بیطرف و ، در نتیجه ، مُنصِف باشد. کسی که ، از آغاز کار ، نسبت به پاره ای از آراء و عقائد پیشداوری منفی دارد و یا نسبت به پاره ای دیگر تعصّب دارد وطبعاً ، نمیتواند با موافقان آراء وعقائد دسته ی اول و مخالفان آراء و عقائد دسته ی دوم مدارا ورزد وجانب انصاف را رعایت کند ، نمیتواند به حقیقت نزدیکتر شود ، چون خس وخاشاک را در چشم دیگری میبیند و چوب را در چشم خود نمیبیند : کوچکترین نقطه ی ضعف را در مدّعیات وادلّه ی مخالفان خود میبیند وبزرگترین نقطه ی ضعف را در مدّعیات وادلّه ی موافقان خود نمیبیند.

از سوی دیگر ، چنین کسی درقید وبند طرفداریها وجانب گیریهای خود در بند واسیر میماند و ، در نتیجه، هم آزاداندیشی خود را از کف میدهد و هم استقلال فکری خود را .

د ) شخص باور داشته باشد که تافته ی جدابافته ای نیست و ، بنابراین ، درست همان طور که خودش چه بسا به حقیقتی برسد، دیگران نیز چه بسا به حقائقی رسیده باشند و ، درست همان طور که دیگران چه بسا به خطاهایی دچار شوند ، خودش نیز چه بسا به خطایی دچار شده باشد. براین اساس ، باور داشته باشد که نه خودش تجسم حق است و نه دیگران مجسمه ی باطل. این باور باعث میشود که ، درپی حققت ، هرکنجی را بکاود و ، درجستجوی این گنج ، به سراغ هر ویرانه ای برود و کنجکاوی اش نه حدّ یَقِف بشناسد ، ونه منطقه ی ممنوعه . خود را تجسّم حق پنداشتن به آدمی احساس بینیازی از رجوع به دیگران می دهد، ودیگران را مجسمه ی باطل انگاشتن احساس بیهودگی رجوع به دیگران ، واین هردو احساس فقط موجب محروم ماندن از حقائق بسیاری که در نزد دیگران است ورهایی نیافتن از خطاهای بسیاری که آدمی به آنها گرفتار آمده است میشوند. سعه ی صدر، برای پذیرفتن هر رأی وعقیده ای که صادق وحق به نظر میاید ولو با باور ها ، عواطف ، وخواسته های ما ناسازگاری داشته باشد ، وشجاعت ، برای روبه رو شدن با کاذب وباطل بودن آراء وعقائدمان ، دو فرزندِ این باوراند که ما تافته ی جدابافته ای نیستیم ومیزانِ احتمالِ به حقیقت رسیدن یا به خطا دچار شدنمان به اندازه ی میزان احتمالی است که درباره ی هرکس دیگری میرود .

هـ ) شخص درجه دلبستگی و پایبندی خود را به یک رأی وعقیده با میزانِ قوّت ِ ادله وقرائن وشواهد ِ مویّدِ آن رأی وعقیده متناسب سازد، ونه با هیچ چیز دیگری ، یعنی هرچه ادلّه وقرائن وشواهد مویّدِ آن رأی و عقیده قویتر میشوند دلبستگی وپایبندی خود را به آن رأی و عقیده بیشتر کند ، وهرچه ضعیفتر میشوند کمتر کند. این استدلالگرایی بدین معنااست که ردّ وقبول یک رأی ودرجه ی التزام به آن فقط دائر مدار ادلّه و قرائن وشواهد باشد وبر اساس هیچ عامل دیگری ، چه درونی ، مانند خوشایندها و بدایندها و خواسته ها و ناخواسته ها ، وچه بیرونی ، مانند سخن بزرگان جامعه یا افکار عمومی ، نباشد.

-------------

بخشی از مقدمه ی استاد مصطفی ملکیان بر کتاب " دنیایی را تصور کن که... "

تحلیل مفهوم عشق و دوستی /مصطفی ملکیان

شاید یکی از پیچیده ترین مفاهیمی که بشر استعمال می کند و از کاربردش هم گریزی ندارد همین لفظ دوستی و مقابلش دشمنی باشد. جالب است بدانید در دین مسیحی دوستی یکی از سه فضیلت الهی[i] تلقی می شود. و از این لحاظ در طول دو هزار سال گذشته برای مسیحیان بسیار اهمیت داشته است که بدانند این دوستی چیست؟.......

ادامه نوشته

روشنفکری دینی در گفت‌وگو با مصطفی ملکیان

" من به رغم احترامی که برای روشنفکران دینی قایل هستم و می دانم در کارنامه آنها چیزهای آموختنی به وفور وجود دارد، اما وقتی در اصل پروژه روشنفکری دینی تأمل می‌کنم، می‌بینم که روشنفکران دینی ما به واقع، مدرنیته را اصل گرفته‌اند و برای هر چیز مقبولی که در آن یافت می‌شود، مابه‌ازایی در قرآن و سنت هم پیدا کرده‌اند."..........
ادامه نوشته

بررسی انتقادی آراء و اندیشه های مصطفی ملکیان

عبدالحمید ضیایی: هر چند که در منش و نوشته های مصطفی ملکیان، نه اثری از کرامت عارفان می توان یافت ، نه اثری از تفاخر روشنفکران و نه نشانی از کبریا و تبختر ارباب معابد و متکلمان، با این همه سخن گفتن از او و اندیشه هایش کار آسانی نیست.می کوشم تا در این مجال مختصر ، بی یاوری و داوری الفاظ پرطمطراق و مطنطن فلسفی ، پاره ای از لذت های دل انگیزی را که از همنشینی با اندیشه های ملکیان برگرفته ام .........
ادامه نوشته

اخلاق فضیلت در گفت‌وگو بامصطفی ملكیان

شهروند امروز - مژگان ایلانلو / سودابه كریمی:دیگر همه می‌دانند كه ریشه مشكلات خرد و كلان ما به بحران‌های اخلاقی باز می‌گردد كه در پیدا و پنهان روح و ذهن ما جا خوش كرده است و بیرون راندن آنها همتی بلند می‌خواهد. ملكیان معتقد است اخلاق فضیلت به دلیل انسی كه با فرهنگ، ادبیات و باورهای دینی ما دارد، برای ما قابل فهم‌تر است. كتاب سیطره خیر نخستین كتاب مستقل در حوزه اخلاق فضیلت است كه به همت خانم شیرین طالقانی و با ویراستاری و مقدمه مفصل مصطفی ملكیان راهی بازار كتاب شده و این گفت‌وگو به بهانه چاپ این كتاب صورت گرفته است:.........

ادامه نوشته

هَرَس كردن زندگي از خدايان دروغين / مصطفي ملكيان

مومن متعقل، مومنی است که از هرگونه بت‌پرستی رویگردان است، یعنی نگرش بت‌پرستانه به جهان ندارد. اما بت‌پرستی به چه معناست؟ بت‌پرستی یعنی خدا دانستن اموری که خدا نیستند و یا به تعبیر فلسفی‌تر، «مطلق» دانستن امور «نسبی»؛ هر امر نسبی، اگر مطلق تلقی شد، آن وقت شما در واقع از آن امر نسبی - که آن را مطلق تلقی کرده‌اید ..........
ادامه نوشته

مراد از معنوي شدن چيست؟ / استاد مصطفي ملكيان

مراد از معنوي شدن اين است كه جوانان ما داراي زندگي اي شوند كه در آن آرامش دروني، شادي، اميدواري، رضايت باطن داشته و زندگي برايشان معني دار باشد. به نظر من براي معنوي شدن پنج مؤلفه خيلي مهم است: جوان به جاي اينكه دستخوش هزاران اضطراب و تشويش باشد بايد باطن آرامي پيدا كند، به جاي اينكه افسرده باشد بايد از لحاظ رواني شاد شود به جاي اينكه نا اميد و دست به گريبان يأس باشد آدمي اميدوار به زندگي گردد، عوض اينكه دائماً با خودش نزاع داشته باشد بايد يك نحو رضايت باطن در خويش احساس كند تا هيچ گاه دستخوش عذاب وجدان نباشد و هميشه يك ملامت گر دروني او را لگدمال نكند و از همة اينها مهم تر اين است كه زندگي برايش معني دار باشد و خيال نكند كه او را به زور وادار به كاري كرده اند و او هم بايد بگذارد تا از بين برود. بايد زندگي برايش معني دار باشد و به سوي هدفي فراتر از زندگي............
ادامه نوشته

روش شناسی تحقیق در علوم انسانی /استاد مصطفی ملکیان

شرح هر یک از روش ها:
1. روش فلسفی:
روشی است که یک ضابطه دارد و آن ضابطه عبارت است از: "بنشین و بیندیش". به تعبیری دیگر در این روش، به هیچ آزمایشگاه و تجربه یی نیازی نیست. (شرح روش فلسفی در جلسه ی آینده مطرح می شود)

2. روش تجربی: روش "برو و ببین". به تعبیری دیگر در روش تجربی از حواس پنچگانه برای دریافت اطلاعات و شناخت استفاده می شود. آن دسته از پدیده ها و آن بخش از جهان را که بتوان از طریق ادراک حسی و یا درون نگری.......
ادامه نوشته

اقلیت و اکثریت، حقوق بشر و ایضاح پاره‌ای از ابهامات "عقلانیت و معنویت" در گفتگو‌ با استاد ملکیان

 مرادتان همان خلأ معرفتی است؟

بلی در این خلأ معرفتی ما ایمان می‌آوریم. یعنی فرض کنید و من مثال می‌‌زنم؛ گزاره‌ی «خدا وجود دارد» و نقیضش که ‌»خدا وجود ندارد». اینها وضعشان اینجور باشد که‌ درست مساوی هم باشند. وزن معرفتی‌شان درست مساوی هم باشد. نه‌ آن بر این بچربد و نه‌ این بر آن بچربد. هیچکدام بر دیگری نچربد. و بنا بر این، من باشم و عقل خودم، من باشم و ساحت معرفتی خودم، هیچ رُجحانی این بر آن ندارد، و هیچ رُجحانی آن بر این.........

ادامه نوشته

مبنای روایی حقوق بشر، بخشی از گفتگوی من با استاد مصطفی ملکیان

استاد مصطفی ملکیان و مولود بهرامیان

- جناب استاد، در باب بحث اقلیت و اکثریت، مبنای مشروعیت و ترجیح اکثریت بر اقلیت از لحاظ اخلاقی در چیست؟ آیا از لحاظ اخلاقی امری روا و اخلاقی است که حقوق طبیعی اقلیت را تابع اکثریت کرد؟......

ادامه نوشته

مصطفی ملكیان

مصطفی ملكیان را آنهایی می‌شناسند كه دغدغه یافتن «راهی به رهایی» دارند. این در حالی است كه امروزه و در فضای فعلی جامعه ما سخن گفتن و داوری كردن و از سر دقت و تحلیل به نقد وارزیابی اندیشه‌ها پرداختن، كاری دشوار است؛ چه آدم‌ها گرفتار روزمرگی .....
ادامه نوشته

فقر و تبعیض از منظر مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان: «من نه دل‌نگران سنت‌ام، نه دل‌نگران تجدد، نه دل‌نگران تمدن، نه دل‌نگران فرهنگ و نه دل‌نگران هیچ امر انتزاعی‌ دیگری از این قبیل. من فقط نگران انسان‌های گوشت و خون‌داری هستم که می‌آیند، رنج می‌برند و می‌روند.»

چند روز پیش دوست عزیزی فایل صوتی ۱۵ دقیقه‌ای از استاد مصطفا ملکیان را برایم ارسال نموده‌ است که‌ در این فایل، استاد ملکیان درباره‌ی فقر و تبعیض سخن می‌گوید و نهایتا اوج حزن و اندوهش در غم بشریت در هق هق گریه‌هایش، فایل صوتی استاد ملکیان را از اینجا دانلود نمایید

مناجاتى از مصطفى ملكيان

* خدايا، انديشه‌ام را در مسيري معنوي و روحاني قرار ده، تا روحم را با تو درآميزم، و لذت ِ بودن ِ با تو را در لحظه لحظه‌ي زندگي‌ام دريابم.* خدايا، به من بينشي عطا كن كه هيچ وقت خود را با ديگران مقايسه نكنم، بر آنهايي كه از من برتر هستند حسد نورزم، و بر آنها كه پايين ترند فخر نفروشم، و بر آنچه دارم قناعت كنم و همواره در اين انديشه باشم كه از آنچه در حال حاضر هستم، فراتر بروم.

* خدايا، به من فهمي عطا كن تا تفاوتهاي خود با ديگران را دريابم، و بفهمم كه با شخصيت منحصربه فردي كه دارم قاعدتا زندگي اي منحصربه فردي نيز براي خود خواهم داشت، كه از جهاتي مي تواند متفاوت از زندگي ديگران باشد، مهم آن است كه به تفاوتهاي خودم و تفاوتهاي ديگران احترام بگذارم و زندگي ام را منطبق با آن چه هستم، شكل ببخشم.

* خدايا، توانايي ِ عشق به ديگري را در وجودم بارور ساز، تا انسان ها را خالصانه دوست بدارم، و بهترين لحظات لذت زندگي ام، لحظاتي باشد كه بدون هيچ نوع چشمداشتي، خدمتي به همنوع ام مي كنم.

* خدايا، مرا از هر نوع نفرت و كينه اي كه حوادث تلخ روزگار بر وجودم نهاده است، رها كن، تا با رهايي از نفرت و كينه، بتوانم ديگران را آنطور كه هستند، بپذيرم و دوست بدارم.

* خدايا، فهم مرا از زندگي آنچان ژرف ساز تا قوانين آن را دريابم، و بفهمم كه در زندگي چيزهايي هست كه قابل تغيير نيست، قوانيني هست كه از آنها تخطي نمي توان كرد، تا ساده لوحانه نپندارم كه هر آنچه مي خواهم را مي توانم داشته باشم، و هر آنچه آرزو مي كنم خواهم داشت.

* خدايا، اين توانايي را به من عطا فرما تا در لحظه لحظه زندگي ام، در لحظه حال و براي آنچه هم اكنون مي گذرد زندگي كنم، و زيبايي ها و شادي هايي كه هم اكنون از آن برخوردار هستم را با انديشيدن بيش از حد به گذشته اي كه ديگر پايان يافته است، و دغدغه بيش از حد براي آينده اي كه هنوز نيامده است، ناديده نگيرم.

* خدايا مگذار كه در بند گذشته باقي بمانم، و چنان تعهد و دغدغه ي كشف حقيقت را در درونم شعله ور ساز كه هيچگاه بخاطر آنچه در گذشته حقيقت مي دانسته ام و آبرو ، حيثيت و شخصيت اجتماعي ام بدان وابسته است، از حقيقت هايي كه هم اكنون بدان ها دسترسي مي يابم، و ممكن است همه آنچه در گذشته حقيقت مي دانسته ام به چالش بكشد و بي اعتبار سازد‏، محروم نمانم.

* خدايا، مرا به انضباطي دروني متعهد كن، تا بفهمم و بدانم كه هر كاري كه دوست دارم و از آن لذت مي برم را مجاز نيستم كه انجام دهم.

* خدايا، كمكم كن تا عميقا دريابم كه زندگي بيش از آنچه اغلب مي پندارند جدي است، و براي هيچ انساني استثناء قائل نمي گردد، همه ما براي آنچه مي خواهيم و در آرزوي آن هستيم بايد تلاش كنيم و شايستگي و لياقت به دست آوردن آن را داشته باشيم. خدايا، به من بياموز كه بدون شايستگي و لياقت داشتن چيزي، نخواهم كه تو آن را از آسمان برايم بفرستي.

* و در آخر ؛ خدايا، نعمت سكوت را بر من ارزاني دار ، تا در آن لحظاتي كه طنين زندگي روزمره در درونم آرام مي گيرد، نواي دلنشين و آرامش بخش حضور تو در روح و وجودم، مرا گرم و آرام سازد


مباحت استاد دکتر مصطفی ملکیان


خلاصه مقاله اسلام و لیبرالیسم- قسمت دوم

اما اسلام چیست ؟ اسلام یکی از ادیان جهان است و با توجه به آنچه در تعریف دین گفتیم و سه نوع دین قائل شدیم ، سه نوع اسلام نیز قائل می شویم که بر اساس همان تقسیم بندی دین انجام می شود . اسلام یک . متون مقدس دینی و مذهبی مسلمین . اعم از قرآن و احادیث معتبر .اسلام دو . مجموع شروح وتفاسیر و تبیین ها و دفاعهایی که در باب قرآن و احادیث معتبر بر جا مانده است .مثلا آثار متکلمان ، عالمان اخلاق ، فقها ، فیلسوفان ، عارفان...
ادامه مطلب

خلاصه مقاله اسلام و لیبرالیسم- قسمت اول

ابتدا تعریف مختصری از لیبرالیسم را می آوریم و سپس رابطه بین این دو را بررسی می نماییم . لیبرالیسم ( در اخلاق ) . متقابل قانون پرستی یا شرع پرستی و سخت گیری یا سخت رفتاری . قانون پرستی یا شرع پرستی . آن نوع اخلاقی که در پی آن است که برای هر اوضاع و احوال متصوری که در آن گزینش اخلاقی به میان می آید قاعده ای توصیه کند ، یا روحیه ای که در هر اوضاع از آنچه یگانه قاعده اش می پندارد تبعیت کند .* قانون پرستی ( به قیمت تغافل...
ادامه مطلب

شرح مقاله تقریر حقیقت و تقلیل مرارت

دوست بسیار عزیزی که خواسته بودی بیشتر در مورد تقریر حقیقت و تقلیل مرارت توضیح دهم ، نظرات خویش را بگویم و فرموده بودی که اندکی برایت مبهم بود این سخن . باید بگویم که آنچه مبهم بوده و فهم را در این مقاله مشکل کرده است است ، قطع بدانید که از کج زبانی و قصور کلام من است . و خویش را شایسته ملامت می دانم در این تقصیر . آقای مصطفی ملکیان سعی نموده بود با نزدیکترین زبان و بیان به فهم عامه مردم و در عین حال حفظ اصالت و عمق...
ادامه مطلب

تقریر حقیقت و تقلیل مرارت

مقدمه : وظایف در نگاه نخست . وظایفی که اگر با وظیفه ی در نگاه نخست ِ دیگری تعارض نیابد ، باید مطلقا و بدون هیچ قید و شرطی ، انجام گیرد . توجه داریم که : چنانچه دو وظیفه در نگاه نخست با هم در تعارض قرار گیرد ، وظیفه مهمتر و سنگینتر باید انجام گیرد و وظیفه سبکتر واگذاشته می شود . تقسیم بندی وظایف در نگاه نخست وظایف گذشته نگر ...
ادامه مطلب

-آیا وجود شر در عالم با وجود خداوند قادر و توانا در تناقض نیست؟ /مصطفی ملکیان

-آیا وجود شر در عالم با وجود خداوند قادر و توانا در تناقض نیست؟ /مصطفی ملکیان

«ولنبلونكم بشیء من‌الخوف و نقص من‌الاموال و الانفس و الثمرات» در آن صورت وضع خداوند مانند استادی است كه دو ساعت دانشجوها را در سالن امتحانات نگه داشته باشد و سؤالات پیچیده و مشكل پرسیده تا ‌عادلانه و سختگیرانه نمره بدهد. كسانی كه در این دنیای پراضطراب،‌ ......
ادامه نوشته

مباحت استاد دکتر مصطفی ملکیان


بیکن و علم تجربی

امروزه غالبا واژه science به معنای علم به معنای عام آن به کار می رود ؛ اما در حالت خاص science به معنای علم تجربی است ، که به دلیل گستره و وسعت آن با کل علم یکی گرفته می شود . اما علم تجربی چیست ؟ در 1620 ، فرانسیس بیکن با معرفی متد علم تجربی ( scientific method ) در کتاب خود ارغنون جدید ( Novum Organun ( New Instrument ) ) ، به استدلال استقرایی که تا آن روز فاقد ارزش به شمار می آمد اعتبار بخشید و باعث شد با تغییر...
ادامه مطلب

دل نگران چه هستی ؟

... من نه دل نگران سنّتم ، نه دل نگران تجدّد ، نه دل نگران تمدّن ، نه دل نگران فرهنگ و نه دل نگران هيچ امر انتزاعي از اين قبيل . من دل نگران انسانهاي گوشت خون داريم که مي آيند ، رنج مي برند و مي روند.سعي کنيم که اولا : انسانها هرچه بيشتر با حقيقت مواجهه يابند ، به حقايق هرچه بيشتري دست يابند ثانيا هرچه کمتر درد بکشند و رنج ببرند و ثالثا هرچه بيشتر به نيکي و نيکوکاري بگرايند و براي تحقّق اين سه هدف از هرچه سودمند مي تواند...
ادامه مطلب

بازخوانی طرح معنویت 2

مصطفي ملکيان در سخنرانيش در باره معنويت : گوهر اديان ،معتقد است که ما ادميان چه بخواهيم چه نخواهيم انسان مدرنيم واين مدرنيته البته ذومراتب است.آيا براي انسان مدرن هر برداشتي از دين امکان پذير است؟پاسخ اينست که نه .انسان مدرن ديگر نمي تواند دين را مانند انسان سنتي قبل قبول کند.بنا براين چنين انساني وقتي نتوانست تلقي سنتي از دين را قبول کند ناگزير دو راه در پيش دارد1- بطور کلي از دين دست بشويد. که در اين صورت مزاياي دين را از دست...
ادامه مطلب

تعاریف سنت و مدرنیته

سنت . مجموعه ای از افکار ، احساسات و افعال موروثی و جا افتاده است که از سوی کسانی قانع کننده و حتی فوق سوال و چون و چرا نا پذیر تلقی شود و از راه تاسی به اسوه گذشتگان ( در منظر سنت بر خلاف مدرنیته سیر عالم رو به پیشرفت نیست ) از نسلی به نسلی انتقال می یابد .سنت گرایی . آموزه ها و اصول کسانی است که از قبول و تبعیت سنت دفاع می کنند و سنت را قابل اعتماد تر از افکار ، احساسات و افعالی می دانند که بر اثر تجربه و تفکر...
ادامه مطلب

خلاصه ای در بازخوانی طرح معنویت-عقلانیت

آنگونه که پیشتر گفتم در صدد بازخوانی و تشریح طرح استاد مصطفی ملکیان ( پروژه معنویت – عقلانیت ) هستم که اینک ، به یکی از دغدغه های جدی من تبدیل شده است . ملکیان در آنجاهایی که من سراغ دارم ، در کتاب سنت و سکولاریسم ( در سه مقاله معنویت- گوهر ادیان )می کوشد ، ابعاد اصلی طرح معنویت را برشمرد و در کتاب راهی به رهایی تلاش می کند تا گفتارهایی پیرامون معنویت و در بازنمایی مولفه های آن و رابطه آن با مسائل ...
ادامه مطلب

مباحث دکتر ملکیان

اصلاح‌گری در دین به چه معناست؟

منبع: کتابِ «اصلاحات و پرسش های اساسی»سخنرانی استاد ملکیان در سمینار «مطهری و اصلاحات»مورخ ۱۲ اردیبهشت ۷۹، دانشگاه تربیت مدرسموضوعی که محل بررسی و کاوش من در این نشست است، «اصلاح‌گری دینی» است که با عطف توجه به آراء استاد شهید مرتضی مطهری عرضه خواهد شد. طرحی که برای این كاوش در ذهن دارم نیاز به مقدمه‌ای دارد که اهمیت آن به‌هیچ روی کمتر از ذی‌المقدمه نیست. بنابراین، اگرچه خواهم کوشید تا با عبور از این مقدمه به اصل موضوع...
ادامه مطلب


گفت‌وگوی روزنامه خرداد با مصطفی ملکیان – پاره سوم

دین در عصر پسا تجدد منبع: روزنامه خرداد، شماره ۲۵۲ – چهار‌شنبه ۲۸ مهر ۱۳۷۸ ○ چه نوع نگرشی به دین آن را یك پدیده ماقبل مدرن می‌بیند و چه نوع نگرشی آن را امری فرا تاریخی می‌داند؟ ● كاملاً واضح است كه همه ادیان بزرگ جهان، به لحاظ زمان ظهورشان، ماقبل مدرن‌اند. چون آخرین دین بزرگ یعنی اسلام هزار و چهار صد سال پیش ظهور كرده و طبعاً به دوران ماقبل مدرن تعلق دارد. اما ظاهراً سوال شما به این نكته ناظر نیست، بلكه در این باب...
ادامه مطلب

ایمان، اخلاق، شریعت

منبع: روزنامه مبین، – شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۰ (با اندکی ویرایش) اشاره: آنچه در پی می‌آید متن سخنرانی دکتر مصطفی ملکیان، استاد حوزه و دانشگاه، درباب «بررسی هماهنگی سه عنصر ایمان، اخلاق و شریعت» است که مرداد سال گذشته در هفتمین اردوی سیاسی-فرهنگی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) در دانشگاه صنعتی اصفهان ایراد گردیده است. آنچه در این جلسه برای بنده درنظر گرفته شده مبحثی با عنوان ایمان،...
ادامه مطلب

مباحت استاد دکتر مصطفی ملکیان

مروری بر نظریه «انحطاط ایران» - پاره دوم

گفت‌وگوی مهدی نیاکی با مصطفی ملکیان منبع: روزنامه یاس نو، شماره ۱۷۳ - سال اول - دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۲ پيش از آن كه به تعاريف شما و نظريه‌پرداز «انحطاط ايران» درباره مفهوم «تصلب سنت» بپردازيم، اجازه دهيد پرسشي ديگر را درباره تشخص مقطع تاريخي در نظريه انحطاط طرح كنم. به‌گمان عده‌اي، واضع نظريه انحطاط، در پرداخت اين نظريه دست به نوعي «تاريخ نويسي» زده است. اين تاريخ‌نگاري احتمالاً براي آن‌چه نظريه‌پرداز مد نظر دارد (يعني...
ادامه مطلب

مروری بر نظریه «انحطاط ایران» - پاره نخست

گفت‌وگوی مهدی نیاکی با مصطفی ملکیان منبع: روزنامه یاس نو، شماره ۱۷۲ - سال اول - شنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۲ رویارویی اندیشمندان در ایران قاعده مرسومی نیست. چه، این سنت غرب است که نقد دیدگاه‌ها در میان روشنفکران توام با صراحت و شفافیت صورت می‌گیرد. در ایران اما گویی تعامل نخبگان نیز تابعی از اخلاق رایج عمومی است. به همین دلیل اینگونه تقابل‌ها یا به سطح منازعات گسترده رهنمون می‌شود و لاجرم از سطوح معرفتی تنزل می‌کند، و یا در...
ادامه مطلب

در باب گوهر دين و مدرنيته؛ پاسخي به نقد سروش بر آراي مصطفي ملكيان

اشاره: مكتوب حاضر به قلم دكتر ابوالقاسم فنايي، پاسخي است به مقاله انتقادي دكتر سروش دباغ تحت عنوان "تعبد و مدرن بودن". دباغ در آن مقاله كه در فصلنامه مدرسه منتشر شده است به نقد آراي ملكيان در باب نسبت دين و مدرنيته پرداخته بود. فنايي در نوشتار حاضر نشان مي‌‌دهد كه دباغ در فهم مراد ملکیان به خطا رفته و دلایلی که به سود مدعای خود آورده، مخدوش و نامربوط‌اند. نشر نخست اين مقاله...
ادامه مطلب