مباحت استاد دکتر مصطفی ملکیان
خلاصه مقاله اسلام و لیبرالیسم- قسمت دوم
اما اسلام چیست ؟ اسلام یکی از ادیان جهان است و با توجه به آنچه در تعریف دین گفتیم و سه نوع دین قائل شدیم ، سه نوع اسلام نیز قائل می شویم که بر اساس همان تقسیم بندی دین انجام می شود . اسلام یک . متون مقدس دینی و مذهبی مسلمین . اعم از قرآن و احادیث معتبر .اسلام دو . مجموع شروح وتفاسیر و تبیین ها و دفاعهایی که در باب قرآن و احادیث معتبر بر جا مانده است .مثلا آثار متکلمان ، عالمان اخلاق ، فقها ، فیلسوفان ، عارفان...
خلاصه مقاله اسلام و لیبرالیسم- قسمت اول
ابتدا تعریف مختصری از لیبرالیسم را می آوریم و سپس رابطه بین این دو را بررسی می نماییم . لیبرالیسم ( در اخلاق ) . متقابل قانون پرستی یا شرع پرستی و سخت گیری یا سخت رفتاری . قانون پرستی یا شرع پرستی . آن نوع اخلاقی که در پی آن است که برای هر اوضاع و احوال متصوری که در آن گزینش اخلاقی به میان می آید قاعده ای توصیه کند ، یا روحیه ای که در هر اوضاع از آنچه یگانه قاعده اش می پندارد تبعیت کند .* قانون پرستی ( به قیمت تغافل...
شرح مقاله تقریر حقیقت و تقلیل مرارت
دوست بسیار عزیزی که خواسته بودی بیشتر در مورد تقریر حقیقت و تقلیل مرارت توضیح دهم ، نظرات خویش را بگویم و فرموده بودی که اندکی برایت مبهم بود این سخن . باید بگویم که آنچه مبهم بوده و فهم را در این مقاله مشکل کرده است است ، قطع بدانید که از کج زبانی و قصور کلام من است . و خویش را شایسته ملامت می دانم در این تقصیر . آقای مصطفی ملکیان سعی نموده بود با نزدیکترین زبان و بیان به فهم عامه مردم و در عین حال حفظ اصالت و عمق...
تقریر حقیقت و تقلیل مرارت
مقدمه : وظایف در نگاه نخست . وظایفی که اگر با وظیفه ی در نگاه نخست ِ دیگری تعارض نیابد ، باید مطلقا و بدون هیچ قید و شرطی ، انجام گیرد . توجه داریم که : چنانچه دو وظیفه در نگاه نخست با هم در تعارض قرار گیرد ، وظیفه مهمتر و سنگینتر باید انجام گیرد و وظیفه سبکتر واگذاشته می شود . تقسیم بندی وظایف در نگاه نخست وظایف گذشته نگر ...
برچسبها: ملکیان
+ نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 13:30 توسط فریدون کدخدایی
|
من نه دلنگران سنّتم، نه دلنگران تجدّد، نه دلنگران تمدّن، نه دلنگران فرهنگ و نه دلنگران هیچ امر انتزاعی از این قبیل. من دل نگران انسانهای گوشتوخونداری هستم که میآیند، رنج میبرند و میروند. سعی کنیم که اولاً: انسانها هرچه بیشتر با حقیقت مواجهه یابند، به حقایق هرچه بیشتری دست یابند؛ ثانیاً هرچه کمتر درد بکشند و رنج ببرند و ثالثاً هرچه بیشتر به نیکی و نیکوکاری بگرایند و برای تحقّق این سه هدف از هرچه سودمند میتواند بود بهرهمند گردند، از دین گرفته تا علم، فلسفه، موسیقی، هنر، ادبیات و همه دستاوردهای بشری دیگر