(مجتبی اصغری)

چند روز پیش یکی از دوستان پرسید بنظرت سخن گفتنِ سرِ بریده حسین(ع) صحت دارد؟!، طبیعتاً من مورخ نیستم و نمی‌توانم از نظر تاریخی جوابی دهم اما با توجه به شنیده‌ها پاسخ دادم که: «منابع مختلفی از شیعه این داستان را بیان کرده‌اند و از نظر عقلی هم امور خارق عادت در این جهان، زیاد اتفاق افتاده است و می‌افتد!، اما... اما به هیچ‌وجه امور خارق عادت نباید مبنای اثبات حقانیت قرار بگیرد چرا که غیرمسلمان‌ها از بودایی‌ و هندو گرفته تا شیطان‌پرست‌ها هم امور خارق عادت دارند!.»

من این پاسخ را فارغ از بررسی تاریخی این موضوع دادم، اما امروز و دیشب به شواهدی تاریخی در مورد این ادعا دست پیدا کردم که اینجا می‌نویسم تا ثبت شود:

۱- داستان سخن‌گفتن سر بریده امام که بسیاری از منابع شیعی نقل کرده‌اند، منقول از ائمه(ع) نیست. بلکه همه روایات این داستان به چند نفر یا یک نفر(زید ابن ارقم) که ادعا می‌کنند شاهد عینی بوده‌اند، می‌رسد. عمده منابع روایتی با این مضمون دارند که زید ابن ارقم، از صحابه کهنسال که در سال 61 هـ زنده بود، با رأس مبارک حسین(ع) مواجه می‌شود که آیه‌ای از قرآن را می‌خواند. مثلاً شیخ مفید(ره) آورده است:
عن زید بن أرقم أنه قال: مر به علی و هو علی رمح و أنا فی غرفه، فلما حاذانی سمعته یقرأ: (أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا) فقف- والله - شعری و نادیت: رأسک والله - یا ابن رسول الله - أعجب و أعجب: از زید بن ارقم روایت شده است که گفت: آن سر مقدس را که بر نیزه بود بر من عبور دادند و من در غرفه و بالاخانۀ خود نشسته بودم. چون برابر من رسید شنیدم که آیه مذکور را می‌خواند.


۲- حجت‌الاسلام رسول جعفریان، یکی از تاریخ‌پژوهان مطرح فعلی در برنامه «عاشورا و امروز ما» مورخ ۹۷/۶/۲۵ حین بیان نکاتی درباره زندگی یکی از راویان صدر اسلام، نکته‌ای گفت که شاید خود ایشان به اهمیت نکته‌ای که فرمودند، توجه نکرده باشند.
جعفریان مشغول معرفی یک راوی صدر اسلامی به نام «حصین ابن عبدالرحمان»(متوفای ۱۳۶ هـ) بود و بعضی خبرهایی را که او نقل کرده و به جای مانده است، برشمرد.
مثلا او خبرهایی درباره طیر ابابیل، جنگ خندق، قتل عمر، قتل عثمان، شهادت علی، عاشورا و ... نقل کرده که در تاریخ طبری و انساب‌الاشراف بلاذری انعکاس یافته. یکی از اخباری که او نقل کرده: سخن‌گفتن کشته‌شدگان جنگ صفین و بیان فضایل خلفا بوده است!(یعنی به ادعای حصین ابن عبدالرحمان، بعضی از کشته‌شدگان سپاه معاویه پس از مرگ، لب به سخن گشوده و فضایلی از خلفا ابوبکر، عمر و عثمان گفته‌اند!)
جعفریان پس از ذکر این خبر، بلافاصله گفت: معلوم است که این‌ها الکی ست و احتمالا مغرضان این مسایل را به عبدالرحمان نسبت داده‌اند.
اشاره ناخواسته جعفریان به این خبر، من را به نتیجه‌ای مهم رساند؛ این که جریاناتی در صدر اسلام برای اثبات حقانیت کشته‌شدگان خود، ادعای امور خارق عادت می‌کرده‌اند از جمله همین ادعای سخن گفتن پس از مرگ.
تمایل به طرح چنین ادعایی هم به نظر می‌رسد ریشه در داستان حضرت یحیی دارد، چه اینکه داستانی بین مردم راجع به ایشان وجود داشت که پس از شهادت، سخن گفته اند.
حالا اینکه داستان سر یحیی(ع) از کجا شکل گرفته است؟(با توجه به اینکه در قرآن نیامده)اطلاعی ندارم ولی با توجه به این که بروز معجزه به منظور هدایت مردم، در دوران پیش از ختم رسل خلاف عقل نیست، حداقل، استبعاد ذهنی ندارد و محتمل است.