مبدع براهين مفهوم‌محور اثبات وجود خدا، همانا «آنسلم قديس» است. او اين ابداع را در كتاب «پروسلوگيون» خود می‌كند و در آن می‌گويد كه چون خدا كامل‌ترين موجود قابل تصور است، پس در عالم، تحقق عينی دارد.

استاد «مصطفی ملكيان» در نشستی با عنوان رونمايی از كتاب «پروسلوگيون» يا «خطابه‌ای در باب اثبات وجود خدا»، اثر مهم «آنسلم قديس» با اشاره به مطلب فوق گفت: جغرافيای مبحث موجود در كتاب «پروسلوگيون» از مباحث اثبات وجود خدا مهم‌تر است.

وی افزود: از روزگاری كه اثبات وجود خدا دغدغه فلاسفه شد، همه راه‌های اثبات وجود خدا در سه قسم قابل تقسيم هستند: 1 ــ استدلال‌هايی كه موجودمحورند. 2 ــ استدلال‌هايی كه معلول‌محورند. 3 ــ استدلال‌هايی كه مفهوم‌محورند.

استاد ملكيان ادامه داد: استدلا‌ل‌های موجودمحور ادعا می‌كنند كه با پذيرش يك پيش‌فرض خدا اثبات می‌شود و آن پيش‌فرض اين است كه بپذيريم يك موجود در جهان هستی وجود دارد و من از اين موجود هم هيچ خبری ندارم؛ يعنی تنها با پذيرش يك پيش‌فرض وجود خدا اثبات می‌شود. به اين برهان در تفكر مسلمين «برهان صديقين» می‌گويند.

وی اظهار كرد: در استدلال‌های معلول‌محور با دو پيش‌فرض طرفيم. اولا پذيرش اين امر ‌كه يك موجود وجود دارد و ثانيا اين موجود معلول است كه با اين دو پيش‌فرض خدا اثبات می‌شود، حال اين معلول می‌تواند حادث، متحرك و ... باشد.

وی در مورد خصوصيات استدلال‌های مفهوم‌محور گفت: استدلال‌های مفهوم‌محور يا تعريف‌محور می‌گويند كه ما به موجودات جهان كاری نداريم و با تعريف خدا اثبات می‌كنيم كه آن‌چه تعريفش مثلا اين است، نمی‌تواند بدون مصداق باشد؛ يعنی از مفهوم به مصداق نقب می‌زنيم.

علوم تجربی حاوی برهه‌های قبلی خود و اموری افزون بر آن‌ها نيز هستند، اما فلسفه، عرفان و الهيات اين‌گونه نيستند؛ يعنی لزوما الهيات و فلسفه عصر حاضر، لزوما بهتر از الهيات و فلسفه قرون وسطا نيستند

استاد ملكيان تصريح كرد: مبدع برهان سوم، همانا آنسلم قديس است. او اين ابداع را در كتاب پروسلوگيون می‌كند. بعضی هم معتقدند مانند اين استدلال آنسلم در آثار «فارابی» هم يافت می‌شود. آنسلم می‌گويد كه چون خدا كامل‌ترين موجود قابل تصور است، پس در عالم، تحقق عينی دارد. بنابراين در ميان براهين اثبات وجود خدا، اين برهان مفهوم‌محور، نخستين بيان در پروسلوگيون آنسلم است.

وی در مورد علت نياز ما به مباحث الهيات مسيحی قرون وسطی گفت: متون كتاب‌های مقدس اديان و مذاهب، مطالب عميقی دارند كه نمی‌توان از آن‌ها صرف نظر كرد؛ چرا كه بسياری از مشكلات ما در آن‌ها كاويده شده است. پس پرداختن به الهيات، واقعا ناظر به متون مقدس مذهبی است و اين متون قابل صرف نظر كردن نيستند.

وی در مورد نياز ما به كتب الهيات مسيحی نيز تأكيد كرد: كتاب‌های الهيات الهی‌دانان مسيحی و مسلمان شباهت‌های بسياری به هم دارند كه دريافتن اين موضوع ما را از خودشيفتگی دينی و مذهبی و تعصب نجات می‌دهد و بنابر آن ديگر فكر نمی‌كنيم هر چه هست، در متون ماست.

استاد ملكيان در پايان سخنانش به تفاوت ميان الهيات، فلسفه و عرفان با علوم تجربی پرداخت و گفت: تفاوت ميان الهيات، فلسفه و عرفان با علوم تجربی در اين است كه در اين ساحات برخلاف علوم تجربی، آخرين دستاوردها بهترين دستاوردها نيستند؛ چرا كه در الهيات، فلسفه و عرفان آن‌چه ترك می‌شود، به دليل فقدان حقانيت آن نيست، بلكه جهات ديگری هم‌چون رويگردانی و سوگردانی مطرح هستند.

وی تصريح كرد: علوم تجربی حاوی برهه‌های قبلی خود و اموری افزون بر آن‌ها نيز هستند، اما فلسفه، عرفان و الهيات اين‌گونه نيستند؛ يعنی لزوما الهيات و فلسفه عصر حاضر، لزوما بهتر از الهيات و فلسفه قرون وسطا نيستند